خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

12

نهج البلاغة ( فارسي )

وزرا آمده است ولى او مردى منيع الطبع و توانگر بود و مدح را به خاطر گرفتن صلات و جوايز نمىسرود . چنان كه حنا الفاخورى ( تاريخ ادبيات زبان عربى ، ص 491 ) اديب معاصر عرب گويد : مدايح او وسيله اى بود براى رسيدن به اغراض سياسى و همراهى با جريان احوال . همچنين ، نزديك شدنش به وزرا و ملوك براى منافع مادى نبود بلكه مىخواست در مشكلات سياسى به عنوان زعيمى صاحب اهميت شركت داشته باشد و حتى روزى بر تخت خلافت فرا رود . در اين راه به موفقيتهايى نايل آمد ، چنان كه توانست ميان حجاز و عراق و ايران و عراق و شام و عراق مناسباتى برقرار كند . رضى ، در يكى از مدايح خود ، القادر بالله را در روزى كه بار عام داده بود و بيشتر حاضران ، حجاج خراسان بودند ، چنين مىستايد : و برزت فى برد النبي و للهدى نور على اسرار وجه مشرق . . . و در پايان قصيده گويد : عطفا امير المؤمنين فانّنا فى دوحة العلياء و لا نتفرق ما بيننا يوم الفخار تفاوت ابدا كلانا فى المعالى معرق الا الخلافة ميّزتك فاننى انا عاطل منها و انت مطوق ( ديوان ، ص 42 ) شريف رضى در روز ششم محرم سال 406 ديده از جهان فرو بست . او را در خانه اش ، در محلهء كرخ بغداد - كه ساكنان آن همه از شيعيان بودند - به خاك سپردند . با دفن او همهء آمال و آرزوهاى گسترده اش به خاك رفت . هنگام تجهيز و حمل جنازه اش برادرش علم الهدى ، سيد مرتضى ، به مشهد امام موسى الكاظم پناه برد زيرا تاب ديدن جنازهء او را نداشت . رضى در علوم قرآنى ، تعمقى شگرف داشت و در كلام و لغت و نحو متبحر بود . وى ، مكانى را به نام « دار العلم » ترتيب داده بود و جمعى از طالبان علم در آنجا درس مىخواندند و او ما يحتاج آنها را از دارايى خود مىپرداخت . از آثار اوست : مجازات الآثار النبويه و ديگر حقايق التأويل و متشابه التنزيل و ديگر